لحظه تحویل سال نوایرانی به وقت تهران٬ ساعت ۱۵ و ۰۳ دقیقه و ۵۸ ثانیه آدینهروز٬ سیام اسفندماه ۱۳۸۷ برابر با ۲۲ ربیعالاول ۱۴۳۰ هجری قمری و ۲۰ مارس ۲۰۰۹ میلادی بر مبنای طول سال اعتدالی گاهشماری ایرانی می باشد. شورای مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک در تقویم رسمی کشور٬ لحظه تحویل سال را بر مبنای طول سال متغیر ساعت ۱۵ و ۱۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه روز جمعه٬ سیام اسفند ۱۳۸۷ اعلام کردهاست.
| تهران | جمعه | ۰۳:۰۳:۵۸ PM | ۲۰ مارس ۲۰۰۹ |
| لس آنجلس | جمعه | ۰۴:۳۳:۵۸ AM | ۲۰ مارس ۲۰۰۹ |
| نیویورک | جمعه | ۰۷:۳۳:۵۸ AM | ۲۰ مارس ۲۰۰۹ |
| شیکاگو | جمعه | ۰۶:۳۳:۵۸ AM | ۲۰ مارس ۲۰۰۹ |
| استکهلم | جمعه | ۱۲:۳۳:۵۸ PM | ۲۰ مارس ۲۰۰۹ |
| لندن | جمعه | ۱۱:۳۳:۵۸ AM | ۲۰ مارس ۲۰۰۹ |
| پاریس | جمعه | ۱۲:۳۳:۵۸ PM | ۲۰ مارس ۲۰۰۹ |
| برلین | جمعه | ۱۲:۳۳:۵۸ PM | ۲۰ مارس ۲۰۰۹ |
| سیدنی | جمعه | ۱۰:۳۳:۵۸ PM | ۲۰ مارس ۲۰۰۹ |

تاریخچه
نوروز یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن میگیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست، اما این جشن، قدمتی سه هزار ساله دارد و قدیمیترین آیین ملی در جهان به شمار میرود. در برخی از متون کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متون، کیومرث بهعنوان پایهگذار نوروز معرفی شده است. ابداع نوروز در شاهنامه، بدین صورت روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان منور شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.
برخی از روایتهای تاریخی، آغاز نوروز را به بابل نسبت میدهد. بر طبق این روایتها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش به بابل بازمیگردد. همچنین در برخی از روایتها، از زرتشت بهعنوان بنیانگذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.
نوروز در زمان هخامنشیان
کوروش دوم، بنیانگذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامههایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکانهای عمومی و منازل شخصی و بخشش محکومان را اجرا مینمود. این آیینها در زمان سایر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار میشده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار میشد. البته در سنگنوشتههای بهجا مانده از دوران هخامنشیان، بهطور مستقیم اشارهای به برگزاری نوروز نشده است. اما مطالعات بر روی این سنگنوشتهها نشان میدهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشنهای نوروز آشنا بودهاند، و هخامنشیان نوروز را با شکوه و عظمت جشن میگرفتهاند. شواهد نشان میدهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکهای از جنس طلا ضرب نمود که در یک طرف آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است.
در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازهای زمانی بین ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار میشده است.
نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان
در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته میشد. در این دوران، جشنهای متعددی در طول یک سال برگزار میشد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول میکشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم میشد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از اول تا پنجم فروردین گرامی داشته میشد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا میشد. در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقهای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشهوران و اشراف) به دیدار شاه میآمدند و شاه به حرفهای آنها گوش میداد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر میکرد. در روز ششم، شاه حق طبقات مختلف مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی میآمدند.
شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سالهای کبیسه مراعات نمیشدهاست. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب میماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصول مختلف سال جاری بوده است.
اردشیر بابکان، موسس سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ (میلادی) از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.
در دوران ساسانیان، ۲۵ روز قبل از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا میکردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را میکاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمیکردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند. همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز بهعنوان عیدی متداول شد.
نوروز پس از اسلام
از برگزاری آیینهای نوروز در زمان امویان نشانهای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر میرسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال میکردهاند. با روی کار آمدن سلسلههای سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار میشد.
در دوران سلجوقیان، به دستور جلالالدین ملکشاه سلجوقی تعدادی از منجمان ایرانی از جمله عمر خیام برای اصلاح تقویم ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در اول بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این تقویم که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که هر چهار سال یکبار، تعداد روزهای سال را (بهجای ۳۶۵ روز)، برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. طبق این قاعده، میبایست پس از انجام این کار در ۷ دوره، در دوره هشتم، به جای سال چهارم، بر سال پنجم یک روز بیفزایند. این تقویم از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.
نوروز در دوران صفویان نیز برگزار میشد. در سال ۱۵۹۷ (میلادی)، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت میدان نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.
نوروز در دوران معاصر
نوروز بهعنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و عموما هرساله برگزار میشده است. البته برگزاری جشن نوروز بهصورت علنی در برخی از کشورها توسط برخی از حکومتها برای مدتزمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه نظیر ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف تداوم داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را بهصورت مخفیانه و یا در روستاها جشن میگرفتهاند. همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز میگذاشتند؛ بهطور مثال در تاجیکستان، مردم با اتلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی میکردند که آیینهای نوروز را بدون مخالفت مقامات دولتی به جای آورند. همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت میشناخت.
آیینها
خانهتکانی
خانهتکانی یکی از آیینهای نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن میگیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز میشوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار میشود.
آتشافروزی
رسم افروختن آتش، از زمانهای کهن در مناطق نوروز متداول شده است. در ایران و بخشهایی از افغانستان، این رسم بهصورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبهسوری نام دارد. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.
همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بامها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد) مرسوم است.
سفرههای نوروزی

سفرههای نوروزی یکی از آیینهای مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن میگیرند. در بسیاری از نقاط ایران و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن میشود. در این سفره هفت چیز قرار میگیرد که با حرف سین آغاز شده باشد؛ مثل سرکه، سنجد، سمنو، سیب و ...
دید و بازدید
دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنتهای نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن میگیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است.
طبیعتگردی

مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکانهای طبیعی مانند پارکها، باغها، جنگلها و ماطق خارج از شهر میروند. این مراسم سیزدهبهدر نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است. مراسم سیزدهبهدر در مناطق غربی افغانستان ازجمله شهر هرات نیز برگزار میشود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملا کسب و کار خود را تعطیل میکنند. مردم این منطقه همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری میکنند.
خبرگزاری فارس: سید محمد خاتمی از حضور در رقابت های انتخاباتی بصورت تلویحی انصراف داده است.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، خاتمی یكی از نامزدهای اصلاح طلبان امروز در حاشیه مراسمی بمناسبت میلاد پیامبر اعظم (ص) در جماران این موضوع را اعلام كرد.
احتمال خاتمی از عدم تصاحب نیمی از آرا از جمله دلایل خاتمی برای این انصراف است. وی گفته است: ما در این شرایط نمیتوانیم با توجه به تكثر نامزدها در جبهه دوم خرداد حتی نیمی از آرا را هم به دست آوریم و ممكن است انتخابات به دور دوم كشیده شود. اگر انتخابات به دور دوم كشیده شد، شكست بزرگی برای من است؛ اما رفتن موسوی به دور دوم رقابت برای او پیروزی است.
وی اظهار داشت: بسیاری از جوانان حامی من حاضر نیستند از میرحسین موسوی حمایت كنند اما میرحسین موسوی از این جهت كه رای برخی از اصولگرایان را نیز همراه خود دارد مناسب است و این امتیاز بزرگی برای او است.
وی یادآور شد: ما برای حفظ شئونات اخلاقی آمدهایم، معتقدیم رقبا اخلاق را زیر پا گذاشتهاند.
وی اظهار داشت: اگر من در رقابت ها نباشم میتوانم تكثر را تبدیل به وحدت كنم و بین میرحسین موسوی و مهدی كروبی موضوع را جمع كرده و یك نفر را به عنوان گزینه نهایی معرفی كنیم و من قول میدهم كه بتوانم این كار را انجام دهم تا اصلاحطلبان به وحدت برسند. اگر من بمانم چنین كاری امكانپذیر نیست. اگر كنار بروم میتوانم بین اصلاحطلبان وحدت ایجاد كنم.
وی در پایان افزود: ما باید تمام نیروهایمان را برای پیروزی میرحسین موسوی به كار گیریم. من حاضرم به تمام نقاط كشور سفر كنم و برای حمایت از میرحسین موسوی تلاش كنم.
وی در عین حال تاكید كرده كه تصمیم قطعی را بزودی اتخاذ می كنم.
مجمع روحانیون مبارز فردا شب با حضور سید محمد خاتمی جلسه ای برگزار می كند.همچنین مسئولان ستادهای انتخاباتی خاتمی قرار است فردا جلسه ای با حضور خاتمی برگزار كنند.
بنا به این گزارش جشنواره نوروزی فیلمهای سیما از سهشنبه 27 اسفندماه آغاز و تا جمعه 14 فروردین ماه ادامه خواهد داشت. بنابر این گزارش، اسامی فیلمهای نوروزی سیما به تفكیك شبكه به شرح زیر است: شبكه یك سیما: فیلمهای سینمایی آغاز سحرگاه 277اسفند)، كودك و روباه 299اسفند)، بمانی هفتم 300 اسفند)، هیاهوی بچهها 11فروردین)، ماه قرمز 22 فروردین)، مكزیكی 33 فروردین)، عنكبوت و رز 44 فروردین)، گراناز 55 فروردین)، میلیونر زاغهنشین 66 فروردین)، بیگانهای پشت در 77فروردین)، رفتن به خانه 88 فروردین)، بیرون از بهشت 99 فروردین)، پرنده كوچك 100 فروردین)، خشاب خالی 111فروردین)، بهار شیرین 122 فروردین)، دختر جوان و گرگها 133 فروردین)و پایان بازی 144 فروردین) از شبكه یك سیما پخش خواهند شد.
فیلم سینمایی روز چهارشنبه 28 اسفندماه این شبكه هنوز مشخص نشده است.
شبكه دو سیما: فیلمهای سینمایی راهحل نهایی 277اسفند)، توطئه 1 288اسفند)، توطئه 2 299اسفند)، كلاه چرمیها 300 اسفند)، ماه از روی سكو 11فروردین)، دنیای بدون دزدها 22 فروردین)، حول حالنا1و2 33 فروردین)، من و شیطان 55 فروردین)، مانگرو 66 فروردین)، شكست 77فروردین)، اینجا بودن
88 فروردین)، عید به خانه میآید 100 فروردین)، حلقه 111فروردین)، تجارت جهانی 122 فروردین)، آقای سه هزار 133 فروردین) و ماجرای دسپرو 144 فروردین) از شبكه دو سیما بهروی آنتن خواهند رفت. فیلمهای سینمایی روز سهشنبه 4 فروردین و یكشنبه 9 فروردین ماه شبكه دو سیما هنوز مشخص نشده است.
شبكه سه سیما: فیلمهای سینمایی و تلویزیونی همكار جاسوس من 277 اسفند)، بدو بدو 288 اسفند)، دار و دسته فوتبالیستها 299 اسفند)، ده رقمی 300 اسفند)، بچههای آسمان 11 فروردین)، همسر دلخواه من 22 فروردین)، مومیایی 3 33فروردین)، پسرها سرباز بهدنیا نمیآیند 44 فروردین)، مردی بهنام ییپ 55فروردین)،ای دوست مرا بهخاطر آور 66 فروردین)، شوالیه تاریكی 77 فروردین)، رفیق بد 111 فروردین)، سرشاخ 122 فروردین)، خط آبی باریك 133 فروردین) و قهرمان تحت تعقیب 144فروردین) از شبكه سه سیما پخش خواهند شد.
شبكه سه سیما روز 8 فروردین ماه بهدلیل پخش زنده مسابقات فوتبال فیلم سینمایی نخواهد داشت و فیلمهای روزهای 9 و 10 فروردین ماه نیز هنوز مشخص نشدهاند.
شبكه چهار سیما: فیلمهای سینمایی و تلویزیونی غار 277 اسفند)، با شركت پانچوویلا 288 اسفند)، در آینه 299 اسفند)، هواپیماها، قطارها و اتومبیلها 11فروردین)، مسافران فضا 22 فروردین)، نخستوزیر 33 فروردین)، غبار 55فروردین)، كلیدهای خانه 66 فروردین)، جزیره مسكونی 77فروردین)، ضیافت چینی 99 فروردین)، نه فرشته 100 فروردین)، مكس پین 133 فروردین) و گومورا 144 فروردین) روی آنتن شبكه چهار سیما خواهد رفت.
فیلمهای سینمایی این شبكه در روزهای جمعه 30 اسفند، سهشنبه 4، سهشنبه11 و چهارشنبه 12 فروردین هنوز مشخص نشدهاند.
شبكه تهران: فیلمهای سینمایی و تلویزیونی مارهای آناكوندا 277 اسفند)، الواح زرین 288 اسفند)، دره گرگها 299 اسفند)، چند روز مهربانی 300 اسفند)، تحت تعقیب 11فروردین)، بهنام پادشاه 22 فروردین)، هالك 2 33فروردین)، چاپلین 66 فروردین)، ترانسپورتر3 77 فروردین)، به شمال خوشآمدید 111 فروردین)، آب و آینه 122 فروردین)، از بچهها اجازه بگیرید 133 فروردین)و كلاهبرداران 144 فروردین) فیلمهای نوروزی شبكه تهران هستند. فیلمهای این شبكه در روزهای سهشنبه 4 فروردین، چهارشنبه 5 فروردین، شنبه 8 فروردین، یكشنبه 9 فروردین و دوشنبه 10 فروردین هنوز مشخص نشدهاند.
http://advar-news.com/index.mp3
فیلتر شکن برای نسل جوان :
http://www.pleasehelpmesurf.info/
http://www.surfwebsecure.info/
پروکسی صدای آمریکا :
https://at.baskinlawoffices.com/pn/
https://dk.videosdechacarita.com.ar/pn/
پروکسی رادیو فردا :
یاری اندر كس نمیبینم یاران را چه شد
دوستی كی آخر آمد دوستاران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی كجاست
گل بگشت از رنگ خود باد بهاران را چه شد
كس نمی گوید كه یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از كان مروت بر نیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهریاران بود خاك مهربانان این دیار
مهربانی كی سر آمد شهریارانرا چه شد
گوی توفیق و كرامت در میان افكنده اند
كس بمیدان رو نمی آرد سواران را چه شد
صد هزاران گل شكف و بانگ مرغی بر نخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
زهره سازی خوش نمیسازد مگر عدش بسوخت
كس آرد ذوق مستی میگسارانرا چه شد
حافض اسرار الهی كس نمی داند خموش
از كه می پرسی كه دور روزگاران را چه شد
آرش نصيري : در خانوادههاي هنري? كساني كه به سمت هنرهاي ديگر مثل طراحي و گرافيك ميروند كه به نسبت كمحاشيهتر از موسيقي است و به نظر ميرسد كه راهشان را انتخاب كردهاند اما شما به هر حال به سمت كنسرت دادن در موسيقي كشيده شدهايد.
مژگان شجريان: حقيقتش اين است كه يكي از رشتههايي كه من در آن كار كردهام موسيقي است? من هم ليسانش موسيقي هستم و هم ليسانس نقاشي و بعد از آن فوق ليسانس گرافيك را گرفتم اما حكايت موسيقي جداست.
ما در خانواده اي هستيم كه موسيقي ركن اساسي زندگي ماست. از بچگي هم موسيقي را شنيدهايم و هم كار كردهايم و من در دانشگاه هم اين موسيقي را ادامه دادهام ولي متأسفانه بعد از ازدواج نتوانستم آنرا پيگيرانه دنبال كنم.
در كنار همسرم يك شركت تبليغاتي داشتيم و من اين كار را بيشتر ادامه دادم و بيشتر روي آن پافشاري كردم. كار من بيشتر طراحيهايي بود كه روي موسيقي انجام ميشد و تزهايي هم كه در دانشگاه داشتم بيشتر در ابطه با موسيقي? رنگ و كلاً طراحي كه ميتوان روي موسيقي انجام داد. من اين كار را هم در نقاشي انجام دادم و هم در گرافيك و شايد بشود گفت كه كار اصلي و تخصصي من همين است و به همين علت بيشتر در اين زمينه كار كردم.
آرش نصيري: فكر ميكنم اين كار را از اول با كارهاي پدر شروع كرديد؟
مژگان شجريان: بله و بعد هم در حقيقت خارج كار پدر روي موسيقي كار گرافيكي ديگري انجام ندادم. البته آن زمان كه شركت تبليغاتي داشتيم كارهاي ديگري راهم در كنارش انجام ميداديم و عمده تمركزم روي موسيقي بود.
آرش نصيري: به نظر ميرسد هر كار ديگري كه انجام ميداديد از موسيقي گريزي نداشت؟
مژگان شجريان: به هر حال ما با موسيقي پيوند داريم و هيچ وقت نميتوانيم فكر كنيم كه از آن جدا شده ايم.
آرش نصيري: جدا از كار كردن روي حاشيه موسيقي? خودتان هم آواز كار كردهايد؟
مژگان شجريان: بله، به همراه خواهرانم و همايون جان يك مقدار با پدر كار كرديم كه بيشتر مرحله صداسازي و يكي دو دستگاه موسيقي بود. ولي بعداً براي ما اين مسئله كم شد و ادامه نداديم و آن تبديل شد به اينكه گاه و بيگاه با پدر صداسازي و دستگاههاي موسيقي را كار كنيم. البته خيلي كم پيش ميآمد كه ايشان وقت داشته باشند و همه ما باشيم و بتوانيم با هم كار كنيم.
آرش نصيري: حتي همايون كه با استاد همراهتر بود و كنسرت برگزار ميكرد و جديتر آواز را ادامه ميداده هم در مصاحبه به ما گفت كه خيلي وقت نمي شد با پدر به صورت منظم و منسجم كلاس داشته باشد. شما كه ديگر دور بوديد و ازدواج هم كرده بوديد قطعاً كمتر هم ميتوانستيد به اين كار بپردازيد؟
مژگان شجريان: بله، به هر حال من دورهاي كامل را نتوانستم با ايشان طي كنم وليكن در حد پايينتر كار كرديم و دستگاههاي بيات اصفهان و همايون را كار كرديم و خيلي وقت نشد.
خواهرانم ازدواج كردند و بعد من ازدواج كردم و زمان هاي زيادي بود كه پدر كنسرت داشتند و در خارج از كشور تشريف داشتند و زمانهايي را هم كه در ايران بودند كار هاي ديگري داشتند. بنابراين كلاسها خيلي پيگيرانه دنبال نشد.
آرش نصيري: ولي كلاس ساز را خودتان ادامه داديد؟
مژگان شجريان: بله، ساز را از وقتي كه كلاس پنجم بودم در مراحل مقدماتي كار در خدمت استاد لطفي شروع كردم و بعد هم مدتي خدمت استاد عليزاده رفتم. اينها همه در مرحله مقدماتي بود. بعد از آن موقعي بود كه كه چاووش را بستند و تعطيل شده بود و اساتيد اصلاً در دسترس نبودند كه بشود از محضرشان استفاده كرد.
بعد از مدتي من و خواهرم خدمت استاد مشكاتيان رديف ماهور را كار كرديم و بعد از آن من شخصاً اين مسئله را دنبال كردم و بعد از ان هم وقتي وارد دانشگاه شدم رديفها را خدمت سركارخانم مهربانو توفيق كار كردم. يك مدت خيلي كوتاهي هم خدمت آقاي شعاري تكنيك نوازندگي را كار كردم.
آرش نصيري: موقعي كه خدمت آقاي مشكاتيان كلاس ميرفتيد همان موقعهايي بود كه بعد از آن افسانه خانم با آقاي مشكاتيان ازدواج كردند؟
مژگان شجريان: بله … بله! همان موقع ازدواج كردند. و كلاسهاي ايشان هم به اين علت كه استاد مشكاتيان از هنرمندان بنام بودند و كنسرتها و كارهاي مختلفي داشتند خيلي مداوم و پيدرپي نبود و من خيلي كم توانستم در محضر ايشان باشم.
اما خيلي چيزها از ايشان ياد گرفتم. بعد از دانشگاه حدود دوازده سال ساز را به طور جدي كنار گذاشتم تا اين اواخر كه گروه شهناز داشت شكل ميگرفت. من از پدر خواهش كردم كه اگر مي شود براي اينكه دوباره تمرينهايم را شروع كنم در كنار استاد درخشاني و بچهها كمي كار كنم. بعد كه شروع كردم خيلي تشويق كرند كه در گروه شركت بكنم و براي من هم يك افتخار بود كه در كنارشان باشم بنابراين به خودم اجازه دادم كه اين جسارت را به خرج دهم و در كنارشان باشم.
آرش نصيري: اينطوري به نظر ميرسد كه پدر دوست داشت در گروهش هميشه يكي از اعضاي خانوادهاش باشد و بنابراين وقتي مقرر شد كه همايون نباشد به شما گفتند در گروه نوازندگي كنيد؟
مژگان شجريان: من خودم از پدر خواهش كردم كه فقط براي تمرين در كنارشان باشم. وقتي استاد درخشاني اسامي را ميدادند و اسم من [را] هم دادند من گفتم اصلا توقع ندارم كه به عنوان يكي از اعضاي گروه باشم.
منتها خودشان گفتند كه تو آنقدر خوب كار كردي كه حيف است در گروه نباشي. ايشان به پدر گفتند كه اگر مي شود مژگان هم در گروه ما باشد و پدر هم قبول كردند. در حقيقت پيشنهاد بچههاي گروه بود كه من در گروه باشم و پدر هم پذيرفتند.
و وقتي من به پدرگفتم نظر شما چيست گفتند: من خودم خيلي دوست دارم ولي نميخواستم بچهها را تحت فشار قرار بدهم كه حتماً تو را بپذيرند. ميخواستم خودشان اين مسئله را بخواهند.
آرش نصيري: قرار بود در گروه نوازندگي سلو هم داشته باشيد؟
مژگان شجريان: اوايل قرار نبود سلو داشته باشم ولي براي سه شب آخر كنسرت? پدر گفتند اگر بشود نوازندگي سلو داشته باشي خوب است و بنابراين در سه شب اخر كنسرت سلو زدم.
آرش نصيري: پسر براي پدر جاي خودش را دارد ولي معمول اين است كه پدر خيلي با دختر عياق است.مخصوصاً دختر اخري. اينكه شما ساز سلو بزنيد و پدر آواز بخواند فكر ميكنم خيلي براي پدر دلچسب بود. اين را قبول داريد؟
مژگان شجريان: دلچسب كه هست و براي من هم افتخار بزرگي است ولي به هر حال در كنار بزرگاني چون استاد درخشاني قاعدتاً من نبايد به خودم اين اجازه را بدهم كه اين كار را بكنم.
آرش نصيري: جالب است كه هكاري بچهها با استاد شجريان از آخر شروع شد. يعني اول همايون كه از همه كوچكتر بود و بعد شما؛ شما و همايون به واسطه نزديكي سن احتمالاً بيشتر با هم بوديد؟ رابطهتان از بچي چطور بود؟
مژگان شجريان: از زماني كه ما ساز زدن را شروع كرديم اين امكان را داشتيم كه جلوي ديگران ساز بزنيم. بااينكه شايد هنوز چيزي بلد نبوديم ولي هميشه اين جرأت را به ما ميدادند كه حتي اگر يك درس كوچولو را ياد گرفتيم آنرا به ديگران ارائه بدهيم.
در اين مسئله جرأت من از بقيه خواهرانم بيشتر بود! و همين مسئله باعث شد كه من اين كار را بيشتر ادامه بدهم. از همان اول اين جرأت در من به وجود آمد كه بتوانم جلوي ديگران ساز بزنم با اينكه هنوز چيزي بلد نبودم. همايون هم زماني ساز زدن را شروع كرد كه وقتي ضرب را در دست خودش ميگرفت ساز از خودش بزرگتر بود. از همان بچگي هم ريتم را خيلي خوب ادا ميكرد، و خدمت استاد فرهنگفر هم كار ميكرد. ما از بچگي جلوي ديگران ساز ميزديم و جرأتمان هم خوب بود.
آرش نصيري: و اين امكان را هم داشتيد كه پيش خيلي از بزرگان موسيقي مثل استاد شهناز? مشكاتيان? لطفي? عليزاده و خيليهاي ديگر تمرين كنيد و ساز بزنيد؟
مژگان شجريان: به هر حال ما در فضاي موسيقي زاده شديم. من البته در موسيقي چيز خاصي نشدم و واقعا ننوانستم حق موسيقي و موقعيتي را كه داشتم ادا كنم ولي چيزي كه هست اين است كه وقتي يك بچه در چنين محيطي بزرگ مي شود موسيقي برايش مثل يك زبان مي شود و با آن كاملا رابطه نزديك پيدا مي كند و يك كنش نهادي به موسيقي پيدا مي كند.با اساتيد بزرگ برخورد داشتيم و آنها لطف داشتند و به ما كمك مي كردند ولي آن زمان ما خيلي كوچك بوديم و شايد در حدي نبوديم كه انچنان كه بايد و شايد از محضرشان استفاده كنيم.من موقعي كه ساز را شروع كردم در حد ابتدايي بودم و لابد براي استاد لطفي خيلي سخت بود كه كه به يك بچه درس مقدماتي سه تار بدهد.البته ايشان اين زحمت را مي كشيدند.من آن زمان نمي توانستم انچنان كه بايد و شايد از محضر ايشان استفاده كنم.الان مثلا خيلي بهتر مي توانم تا آن موقع كه بچه بودم چون يك بچه به هر حال به فراخور سن نمي تواند قدر درس استادش را بداند.
آرش نصيري: و نبايد اين را فراموش كرد كه مادرتان هم دبير بودند و اهل فرهنگ و طبيعتاً به دليل مشاغل كاري پدر? ايشان براي ساماندهي فعاليتهاي تحصيلي و هنريتان خيلي نقش داشتند؟
مژگان شجريان: مادر در رشتههاي مختلفي دبير بودند و خيلي زحمت كشيد براي كلاسهاي ما. در آن شلوغيها ما را ميبردند كلاس و ميآورند و خيلي در كار و تحصيل ما تاثير داشتند و در حقيقت تشويقمان ميكردند كه به موسيقي گرايش داشته باشيم. زماني كه من موسيقي را شروع كردم مصادف شده بود با سالهاي انقلاب و كلاسها تعطيل شد و من نتوانستم آن را ادامه بدهم. شايد اگر آن موقع آن كلاسها پيگيرانه ادامه پيدا ميكرد قضايا براي من يكي خيلي فرق ميكرد.
آرش نصيري: ولي شايد جرأت خواندن با همايون را داريد به اين دليل كه برادر كوچكترتان است؟
مژگان شجريان: البته نه اينكه نتوانم ولي بايد خيلي تمريناتم مداوم باشد تا صدايم را برگردانم به سر خط اول آن.
آرش نصيري: با توجه به اينكه از همان اول موسيقي را با آواز شروع كرده بوديد، فكر ميكنيد دوباره آواز را بيشتر تمرين كنيد و با استاد همخواني هم داشته باشيد؟
مژگان شجريان: راستش نميدانم. من خودم خيلي دوست داشتم آواز كار بكنم. آن موقع هم كه كار ميكردم صدايم خيلي آمادهتر بود و به من كمك ميكرد ولي متأسفانه آن زمان كه بايد روي صدايم كار مي كردم? كار نكردم و الان يه كم مشكل است كه برگردم سر خط اول. البته پدر گفتند كه بايد اين را ادامه بدهم و صداسازي را شروع كنم. كار بكنم و فكر ميكنم كه بيشتر هدف ايشان اين است كه روي من براي تدريس آواز كار كنند تا اگر شد بعداً بتوانم كلاسهاي آواز را اداره كنم. اينكه من بخواهم در كنار پدر بخوانم خيلي جرأت مي خواهد كه فكر نميكنم اين اتفاق بيافتد.
آرش نصيري: اينكه همايون هم از نظر چهره و هم از نظر صدا خيلي شبيه استاد هستند چه حسي را در شما بر مي انگيزد؟ البته نميخواهم مسئله حسادت يا رقابت و اين حرف ها را مطرح كنم.
مژگان شجريان: فكر ميكنم اينكه ميشنويد صداي طبيعي خود همايون است. حالا اگر شبيه صداي پدر است يك حسن است برايش. فكر نميكنم او سعي كند كه صدايش را بسازد تا شبيه به صداي پدر شود و اين صداي طبيعي خودش است كه ميخواند و خيلي هم خوب است و من خيلي خوشحال هستم و وقتي ميخواند احساس مي كنم شجريان دوم شكل گرفته و اين باعث افتخار من است.
آرش نصيري: آقا همايون در مصاحبه به ما گفت كه وقتي در كنسرت گوته در آلمان پدر سرما خورد و همايون به پدر گفت كه او مي تواند در بعضي جاها به جاي ايشان بخواند پدر تعجب كرد. يعني پدر خيلي شاهد تمرينهايش نبود. لابد او بيشتر تمرين ها و آوازخوانيهايش را در كنار شما بود. مخصوصاً شما كه از لحظ سني به او نزديكتريد.
مژگان شجريان: نه? او خودش تمرينهايش را داشت و من هم آن زمان كه همايون تمرين ميكرد خيلي درگير دانشگاه بودم. به دو دانشگاه ميرفتم و كار تحصيلي خيلي فشردهاي داشتم و او هم به صورت مستقل تمرينهاي خودش را داشت و اگر بود در كنار همه بود و هيچ فرق نداشت كه مثلاً چون من از لحاظ سني نزديكترم بيشتر با من باشد.
آرش نصيري: كدام آهنگ همايون را بيشتر دوست داريد و براي خودتان زمزمه ميكنيد؟
مژگان شجريان: من همه آهنگهايش را دوست دارم. هر كدامش حال و هواي وخودش را دارد. من دوستشان دارم. وقتي كارهايش را ميشنوم خيلي لذت مي برم. به او افتخار ميكنم و تبريك ميگويم.
آرش نصيري: همسرتان هم اهل موسيقي هستند؟
مژگان شجريان: نه؛ موسيقي رادوست دارد اما خودش نوازندگي و كار موسيقي انجام نميدهد. ما بيشتر در زمينه طراحي و اينها كار ميكرديم و تخصص ايشان هم بيشتر در زمينه چاپ است. تجربه زيادي در اين مورد دارند و من بيشتر كارهاي طراحي را مي كنم و زحمت كارهاي مربوط به چاپ هم به دوش ايشان ميافتد.
آرش نصيري: فرزندانتان چطور? چند فرزند داريد؟
مژگان شجريان: من سه فرزند دارم. دخترم مهر دوازده سال دارد و الان چند سال است پيانو ميزند. پسرهايم سام و سپهر هم دوقلو هستد و تازه شروع كردهاند به ياد گرفتن پيانو. خدا را شكر مثل اينكه هوششان هم بد نيست.
آرش نصيري: از آلبومهاي كه كار طراحياش را انجام داديد كدامش را بيشتر دوست داريد؟
مژگان شجريان: راستش نميتوانم بگويم كدام را بيشتر دوست دارم.
آرش نصيري: با طراحي كدام آلبوم استاد شروع كرديد؟
مژگان شجريان: اولين كارم ياد ايام بود كه كاري است با براش انجام شده و بعد كارهاي ديگر بود كه هر كدام حال و هواي خودش را دارد. البته من دارم حس خودم را ميگويم و شايد كساني باشند كه آن كارها را دوست نداشته باشند اين حس خودم بوده در رابطه با آن موسيقياي كه برايش طراحي كردم. زمستان است را هم دوست دارم.
آرش نصيري: براي چند آلبوم طراحي بروشور انجام داديد؟
مژگان شجريان: دقيقاً نميدانم. فقط اين را ميدانم كه بعد از ياد ايام تقريبا همه طراحيهاي آلبوم را من انجام دادم به جز ساز خاموش و سرود مهر كه طراحي آنها را دوست عزيزم آقاي سيامك خيريزاده كار كردند. اگر اشتباه نكنم كار طراحي بقيه آلبومها من انجام دادم.
آرش نصيري: فكر ميكنم بعد از دود عود كه مرحوم استاد مميز كار كردند بقيه كار شما بوده است؟
مژگان شجريان: بله؛ اكثراً من طراحي كار را به عهده داشتم.
آرش نصيري: آن موقع دانشجو بوديد يا درستان تمام شده بود؟
مژگان شجريان: آن موقع دانشجوي رشته نقاشي بودم و بيشتر كار نقاشي هم انجام ميدادم.
آرش نصيري: آيا روابط مشكلات خانوادگي روي حستان از موسيق تأثير ميگذارد؟ مثلا بروز مشكلاتي كه به وجود آمده بود باعث مي شد كه شما ياد ايام يا طراحي بروشور آنرا دوست نداشته باشيد؟
مژگان شجريان: نه? اينها هيچ ربطي به هم ندارد. من هيچوقت نميتوانم بگويم كه از يك موسيقي خوشم نميآيد? به فرض آنكه با آهنگساز آن در مقطعي مشكل دارم. ذات هنر و موسيقي چيزي است كه از بين نميرود و رابطهاي كه من با موسيقي برقرار ميكنم ربطي ندارد با رابطه يا اختلافي كه من با آهنگ سازش دارم.
آرش نصيري: اگر بخواهيد از بين آلبومهاي پدر يك آلبوم را انتخاب كنيد كدام را انتخاب ميكنيد؟
مژگان شجريان: هر كدام حس خودش را دارد و من نميتوانم از بينشان انتخاب كنم. من با همهشان زندگي كردهام و نميتوانم بگويم كدام را بيشتر دوست دارم. اين مثل اين ميماند كه شما بخواهيد بگوييد كداميك از خواهر و برادرانتان را بيشتر دوست داريد.
آرش نصيري: شما در موسيقي دنباله رو پدر شديد. ادامهدهنده كار شما در خانواده شما? خواهرزادهتان آوا مشكاتيان شد كه كار گرافيك ميكند.
مژگان شجريان: بله? آوا جان در رشته گرافيك كار ميكند. واقعاً خوشحال هستم كه ميبينم آوا دارد طراحي ميكند و كارهاي پدرش را كه طراحي كرده دوست دارم. بعضيهايش خيلي قشنگ است. آوا حس و حال خوبي در كارهايش دارد.
آرش نصيري: از شما نظرخواهي هم كرده است؟
مژگان شجريان: در كارهاي كه انجام داده نه? خودش مستقلاً كار كرده. به هر حال من هر كمكي كه بتوانم به او بكنم خوشحال ميشوم. اگر نياز داشته باشد اما فكر نميكنم كه نيازي به من داشته باشد.
آرش نصيري: موسيقي در خانواده شما خيلي جدي است. اما وقتي كه با هم و در جمع خودماني هستيد آيا همايون كه استاد ضرب هم هست، آهنگهاي ريتميك و كوچهبازاري هم ميخواند؟
مژگان شجريان: نه? ممكن است با پيانو يا ضرب آهنگهاي ريتميك بزند ولي اينكه بخواند نه? چيزي كه از همايون يادم ميآيد اين است كه از بچگي ميشد زندگي موسيقي را در او ديد و واقعاً همه كارهايش با موسيقي و ريتم بود و خلاقيت موسيقياش خيلي زياد بود.
آرش نصيري: گفتيد بچههايتان موسيقي كار ميكنند و طبيعتاً نوه هاي ديگر استاد هم هستند فكر ميكنيد اين راه آنقدر ادامه پيدا كند كه چند سال بعد يك گروه تشكيل داشته باشيم كه همه شجريان باشند؟
مژگان شجريان: نميدانم؛ زندگي خيلي فراز و نشيب دارد و هر اتفاقي ممكن است بيافتد. آدم نميتواند پيشبيني كند در آينده بچههاي آدم چه شكلي و چه كاره ميشوند.
آرش نصيري: البته من دقت نكردم به اينكه فقط همايون ميتواند گروه شجريان درست كند و بچههاي شما رفيعي و مشكاتيان و اينها هستند؟
مژگان شجريان: بله؛ دقيقا (با خنده)
به گزارش واحد مركزي خبر، سرهنگ محسن خانچرلي در سومين همايش بررسي خطرات بازي با آتش و
مواد محترقه افزود: استفاده از برخي از مواد آتش زا مانند ترقه هاي مخصوص اسباب بازي و ترقه سيگارت كه فقط صدا توليد مي كنند و خطر ندارند و فشفشه ها و وسايل نورافشاني كه در اعياد و جشن ها استفاده مي شود، مجاز است.وي گفت: متاسفانه برخي افراد ناآگاه، فرصت طلب و سودجو با تهيه و توزيع انواع مواد محترقه و وسايل آتش زا باعث ايجاد اختلال در نظم و امنيت عمومي مي شوند و هماهنگي لازم با مقامات قضايي براي برخورد با متخلفان و سودجويان صورت گرفته است.
معاون عمليات نيروي انتظامي تهران بزرگ با بيان اينكه هدف پليس استقرار نظم و امنيت و تامين آسايش عمومي شهروندان است گفت: ماموريت پليس از 27 اسفند آغاز مي شود؛ بيش از 85 كلانتري در اين باره فعالند و معاونت هاي عمليات، يگان ويژه، يگان امداد، سركلانتريها و ادارات تابعه نيز همكاري مي كنند.
خانچرلي با اشاره به اين كه 268 نقطه حادثه خيز در شهر تهران در شب چهارشنبه آخر سال شناسايي شده است، گفت: از دو ماه پيش شناسايي انبارهاي نگهداري و ذخيره مواد محترقه و همچنين افراد و فروشندگان اين مواد را شروع كرده ايم.
به گفته وي، تاكنون 4834 عدد ترقه ، 200 كيلو اكليل و سرنج بسته بندي شده، 1834 كپسول صوتي و 50 نارنجك صوتي كشف شده است. همچنين 60 تن اكليل در انبارهاي ري پلمپ شده است .
معاون عمليات نيروي انتظامي تهران بزرگ با قدرداني از صدا و سيما براي توليد و پخش برنامه هايي براي آگاهي جوانان و خانواده ها، افزود: اين برنامه ها نقش موثري در كاهش حوادث شب چهارشنبه پايان سال دارد.
طبق يك نظرسنجي كه توسط كمپاني بين المللي synovate انجام شد، مردان ايتاليايي به عنوان زيباترين مردان جهان شناخته شده اند كه با گذر زمان و پديدار شدن چين و چروك صورت نيز جذابيت خود را از دست نمي دهند.
به گزارش نووستي به نقل از رويترز، در اين نظرسنجي 10 هزار زن و مرد در سنين 15 تا 64 سالگي از 12 كشور روسيه، استراليا، برزيل، كانادا، فرانسه، يونان، مالزي، جمهوري آفريقاي جنوبي، اسپانيا، بريتانيا و آمريكا شركت داشتند.
با اين كه ايتاليا در شمار كشورهايي كه نظرسنجي در آنها انجام شد، قرار نداشت، اما مردان ايتاليايي از نظر زيبايي به مقام نخست دست يافتند. در جايگاه دوم مردان آمريكايي، جايگاه سوم مردان روس و چهارم برزيلي ها هستند.
به اعتقاد شركت كنندگان در اين نظرسنجي، جذابيت مردان بخاطر داشتن اعضاي صورت زيبا و بدن ورزشكاري نيست و معتقدند كه هر مردي كه مرتب و تميز باشد و صورت خود را بتراشد، شانس زيادي براي تحت تاثير قراردادن اطرافيان خود دارد.
دومين شرط، اعتماد بنفس و پس از آن خودداري و لبخند زيبا ناميده شدند. در عين حال تنها 1% از شركت كنندگان معتقدند كه موهاي پرپشت و سالم، شرط حتمي براي زيبايي مرد است.
اين نظرسنجي نشان داد كه خانم ها اهميت زيادي به عطر مردان مي دهند و به نظر آنها بوي خوش ادكلن مرد را جذاب تر مي كند.
همچنين مشخص شد كه در اسپانيا مردان بيش از زنان بدن عضلاني و لباس خوب را براي مرد ضروري مي دانند. در يونان برعكس است، زنان بيشتر مردان قوي و داراي بدن عضلاني را ترجيح مي دهند.
براي زنان انگليسي، فرانسوي و استراليايي لبخند مردان مهم است.
همچنين 60% پرسش شوندگان گفته اند كه مردان با گذر زمان حتي جذابيت بيشتري پيدا مي كنند كه در آمريكا، چين، يونان و مالزي اين عقيده بيشتر است.

آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسيده است رنج و اندوه مبر
قبل از جواب دادن فكر كن
هيچكس را تمسخر مكن
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
خود براي خود، زن انتخاب كن
به شرر و دشمني كسي راضي مشو
تا حدي كه مي تواني، از مال خود داد و دهش نما
كسي را فريب مده تا دردمند نشوي
از هركس و هرچيز مطمئن مباش
فرمان خوب ده تا بهره خوب يابي
بيگناه باش تا بيم نداشته باشي
سپاس دار باش تا لايق نيكي باشي
با مردم يگانه باش تا محرم و مشهور شوي
راستگو باش تا استقامت داشته باشي
متواضع باش تا دوست بسيار داشته باشي
دوست بسيار داشته باش تا معروف باشي
معروف باش تا زندگاني به نيكي گذراني
دوستدار دين باش تا پاك و راست گردي
مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتي شوي
سخي و جوانمرد باش تا آسماني باشي
روح خود را به خشم و كين آلوده مساز
هرگز ترشرو و بدخو مباش
در انجمن نزد مرد نادان منشين كه تو را نادان ندانند
اگر خواهي از كسي دشنام نشنوي كسي را دشنام مده
دورو و سخن چين مباش و نزديك دروغگو منشين
چالاك باش تا هوشيار باشي
سحر خيز باش تا كار خود را به نيكي به انجام رساني
اگرچه افسون مار خوب بداني ولي دست به مار مزن تا تو را نگزد و نميري
با هيچكس و هيچ آييني پيمان شكني مكن كه به تو آسيب نرسد
مغرور و خودپسند مباش، زيرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالي شود چيزي باقي نمي ماند.

MP3 128
Paye Man Javoonito Hadar Nakon
OGG
Paye Man Javoonito Hadar Nakon
1
- Ye Shakhe Niloufar ( Server1 / Server2 )2 - Kojast Begoo ( Server1 / Server2 )
3 - Tabrik ( Server1 / Server2 )
4 - Chera ( Server1 / Server2 )
5 - Gholaye Khoshbakhti ( Server1 / Server2 )
6 - Hafteh Haie Talkh Man ( Server1 / Server2 )
7 - Khakestar ( Server1 / Server2 )
8 - Naz ( Server1 / Server2 )
9 - To Ke Nisti ( Server1 / Server2 )
10 - Del Tangi ( Server1 / Server2 )
11 - Boghz ( Server1 / Server2 )
12 - Asa ( Server1 / Server2 )
(محسن چاووشی)
بايد امشب چمداني را
كه باندازه ي پيراهن تنهايي من جا دارد ، بردارم
و به سمتي بروم .
كه درختان حماسي پيداست .
رو به آن وسعت بي واژه كه همواره مرا مي خواند .
يك نفر باز صدا زد : سهراب ؟
كفش هايم كو ؟"
(سهراب سپهری)

دست های ساده غربت
(چارلی چاپلین)


برای دانلود مصاحبه محسن چاووشی با هفته نامه همدل روی لینکهای زیر کلیک کنید.
چی بگم از کجا بگم ؟
دردمو با کیا بگم ؟
بهتره که دم نزنم
حرفی از عشقم نزنم
از عشقی که گم شد و رفت
عاشق مردم شد و رفت
عشقی که بی فروغ نبود
برای من دروغ نبود
بغضه نشسته توگلوم
وقتی نشستی رو به روم
من از خودم چرا بگم !
میخوام از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو
دست میدم به دست تو
دل از زمونه می کنم
حرف دلمرو میزنم
چه حالتی داره چشات
نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم میکنه
مست و خمارم میکنه
وقتی نشستی رو به من
از عاشقی بگو به من
بزار چشات دل ببره
اینجوری باشه بهتره
یار و همــــــــــسر نـگرفــــــــتم که گرو بود
جرمم این است که صاحبـدل و صــــــاحبــنظرمپدرت گــوهر خود تا به زر و سیم فــــــــــروخت
تـــا به دیـــــــوار و درش تـــــازه کـنم عــهد قدیم
گاهـــی از کوچه ی معــــشوقه ی خود میگذرم
تو از آن دگـــــری رو کــــــــــه مــــرا یاد تو بـــس
شـــیرم و جــــوی شـــــــغالان نبـــود آبخـــورم
خون دل مـوج زند در جـــــــــــــگرم چون یاقــوت

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو ؟
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید !
آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی روی خندان تو را کاشاکی میدیدم
شانه بالا زدنت را بی قید و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر
چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد
میتوانی تو به من زندگانی بخشی یا بگیری از من آنچه را میبخشی
چشمانش پراز اشک بود به من نگاه کرد و گفت : فقط امروز برای مدت زیادی از
برم میروی بگو که دوست دارم به چشمانش خیره شدم قطره های اشک را از
چشمانش زدودم و برلبانش بوسه ای زدم اما نگفتم که دوسش دارم روزی که پیش
او رفتم آنقدر خوشحال شد که خود را به آغوش من انداخت و سرش را بر روی سینه
ام فشرد و گفت امروز بگو دوسم داری دستهای سفید و بلندش را گرفتم اما باز نگفتم
که دوسش دارم . ماهها گذشت در بستر بیماری افتاد با چند شاخه گل میخک سرخ به
دیدارش رفتم کنار بالینش نشستم او را نگاه کردم به من گفت : بگو که دوسم داری
میترسم که دیگر هیچ وقت این کلمه را از دهانت نشنوم اما باز بوسه ای بر لبانش زدم
و رفتم . وقتی که آن روز به بالینش رفتم روی صورتش پارچه ای سفید بود وحشت
زده وحیران پارچه را کنار زدم تازه فهمیدم چقدر دوسش دارم فریاد زدم :
به خدا دوست دارم اما....


میخواستم بهت بگم چقدر پریشونم
دیدم خودخواهیه دیدم نمیتونم
تحمل میکنم بی تو به هر سختی
به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی ...
به شرطی بشنوم دنیات آرومه
که دوسش داری از چشمات معلومه !
یکی اونجاس شبیه من یه دیونه
که بیشتر از خودم قدرت رو میدونه
چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم
تو میخندی چه شیرینه ، گذشتن تازه میفهمم ، تازه میفهمم ...!!
تو رو میخوام تموم زندگیم اینه
دارم میرم ته دیونگیم اینه !
نمیرسه به تو حتی صدای من
تو خوشبختی همین بسه برای من ...
این هم آلبوم جدید و بسیار زیبای احسان خواجه امیری با نام فصل تازه .
میتونید این آلبوم را به صورت یک جا و یا تک تک با دو کیفیت متفاوت دریافت کنید .
دانلود آهنگ ها با کیفیت ۱۲۸ کیلوبایت دانلود کل آلبوم به صورت زیپ شده
دانلود آهنگ ها با کیفیت ۴۰ کیلوبایت دانلود کل آلبوم به صورت زیپ شده
Let it rather be a moving sea between the shores of your souls….
Sing and dance together and be joyous, but let each one of you be alone,
Even as the strings of a lute are alone though they quiver with the same music.
Give your hearts, but not into each other’s keeping.
For only the hand of life can contain your hearts.
And stand together yet not too near together:
For the pillars of the temple stand apart,
And the oak tree and the cypress grow not in each other’s shadow
و گفتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه.من هم خيلي
تنهام». يه روز ديگه بهم گفت: «ميخوام تا ابد
باهات بمونم؛ آخه ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام».
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه.من
هم خيلي تنهام». يه روز ديگه گفت: «ميخوام برم يهجاي دور، جايي كه هيچ مزاحمي نباشه. بعد كه همه
چيز روبراه شد تو هم بيا. آخه ميدوني؟ من اينجا
خيلي تنهام». بهش لبخند زدم و گفتم: «آره ميدونم.
فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام». يه روز تو نامهش
نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم. آخه ميدوني؟
من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند كشيدم و
زيرش نوشتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه.من هم خيلي
تنهام». يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت: «من
قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه
ميدوني؟ من اينجا خيلي تنهام». براش يه لبخند
كشيدم و زيرش نوشتم: «آره ميدونم. فكر خوبيه.
من هم خيلي تنهام».
حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلي
خوشحالم و چيزي که بيشتر خوشحالم مي کنه اينه که
نمي دونه من هنوز هم خيلي تنهام
کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده
باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندارمهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی !
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره
خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ...
مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن
یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که
بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه
مجبوری پررو بازی دربیاری!!!!!!!!
کلیه دانشجویان دختر جنس رایانه را به دلایل زیر مرد اعلام کردندوقتی به آن عادت می کنیم گمان می کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستم
با آن که داده های زیادی دارند اما نادانند
قرار است مشکلات را حل کنند اما در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشانند
همین که پایبند یکی از آنها شدید متوجه میشوید که اگر صبر کرده بودید مورد بهتری از آن نصیبتان می شد
کلیه دانشجویان پسر به دلایل زیر جنس رایانه را زن اعلام کردند
به غیر از خالق آنها کسی از منطق درونی آنها سر در نمی آورد
کسی از زبان ارتباطی آنها سر در نمی آورد
کوچکترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخیره می کنند تا بعد ها تلافی کنند
همین که پایبند یکی از آنها شدید باید تمام پول خود را صرف خرید لوازم جانبی آنها بکنید
در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.
در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می کند.
در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن.در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد، بلکه چیزی است که خود آن را می سازد.
در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم.
در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهد.
در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه دشمن وی است.
در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.
در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.
در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را میل دارد نیز بخورد.
در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساءله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است.
در 75 سالگی دانستم انسان تا وقتی فکر می کند نارس است، به رشد و کمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می شود.
در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.
گابریل گارسیا مارکز



